سید محسن
لبیک یا خامنه ای 

سلام دوستان

با امید به خداوند متعال ثواب ختم فرآن این ماه رو به شهدای دشت کربلا، امام راحل و شهدای دفاع مقدس و درگذشتگانمان تقدیم میکنیم.

امید است که در ظل توجهات آقا امام زمان (عج) قرار بگیریم.

یا غلی


[ جمعه 8 آذر 1392 ] [ 10:30 ب.ظ ] [ fatemeh abdollahi ]

سه کار است که هر کس به اعتماد خدا و به انتظار ثواب کند ، بر خدا لازم است که وی را یاری کند و او را برکت دهد :

هر کس در آزاد ساختن خود به اعتماد خدا و به امید ثواب بکوشد بر خدا لازم است که وی را یاری کند و او را برکت دهد

هر که با اعتماد به خدا و به امید ثواب زمین بایری را آباد کند بر خدا لازم است که ویرا یاری کند و به او برکت دهد

هر که به اعتماد خدا و به امید ثواب ازدواج کند بر خدا لازم است که وی را یاری کند و او را برکت دهد . (نهج الفصاحه ، ح ۱۲۷۲)

 

مبارکه ان شاالله

 

 


[ پنجشنبه 2 آبان 1392 ] [ 10:07 ب.ظ ] [ fatemeh abdollahi ]

زهراترین زهره زهرای خلقت است                        لیلاترین لیلی لیلای خلقت است
شیواترین سئوال معمای خلقت است                      گنجینه جزیره اسرار زینب است

*****
ذرات و کائنات همه مرده یا خموش                   در احتجاج بود زنی یک علم به دوش
قلب جهان به عمق زمین غرق جنب و جوش            آتشفشان قهر خداوند در خروش
هوهوی ذوالفقار علی می‌رسد به گوش     این رعد و برق نیست که انگار زینب است


******
خورشید روی قله نی آشکار شد
کوچکترین ستاره سر شیرخوار شد
ناموس حق به ناقه عریان سوار شد
هشتاد و چهار خسته به هم هم‌قطار شد
زیباترین ستاره دنباله‌دار شد
در این مسیر نور جلودار زینب است
**
چشم ستاره در به در جستجوی ماه
بر روی نیزه دیده زینب گرفت راه
مبهوت می‌نمود به سرنیزه‌ای نگاه
آتش کشید شعله ز دل تا کشید آه
کای جان پناه زینب و اطفال بی‌پناه
راحت بخواب چونکه پرستار زینب است
**
پشتش شکست بس که بر او آسمان گریست
حتی به حال و روز دلش کاروان گریست
از خنده‌های حرمله و ساربان گریست
بر گیسوان شعله ور کودکان گریست
از ضربه‌های دم به دم خیزران گریست
بر خیل اشک قافله سالار زینب است
**
آن شانه صبور صبوری زما ربود
آن قامت غیور قیامت بپا نمود
آن شیرزن حماسه عباس را سرود
با دست خویش بیرق کرب و بلا گشود
بر بال‌های زخمی‌اش ای وای جا نبود
غم را بگو بیا که خریدار زینب است


[ شنبه 20 مهر 1392 ] [ 09:44 ب.ظ ] [ fatemeh abdollahi ]

 

ای پاسخ تمام اگرها وکاش ها

مادر نوشته اسم تو را روی آش ها

دارد برای آمدنت نذر میکند

دستش همیشه پر شده از این تلاش ها

من ردّ پای آمدنت را کشیده ام

با رنگ های سبز و سپید گواش ها

ما لقمه لقمه نان و نمک می خوریم و بعد

دنیا گم ست بین بریز و بپاش ها

دین مرا دوباره به بازی گرفته اند

در گیرو دار همهمه ها اغتشاش ها

پایان جنگ های جهانی بدست توست

گل می شود گلوله ی داغ کلاش ها

تنها به عشق آمدنت شعر گفته است

امشب مداد آبی من با تراش ها

ای کاش صبح جمعه ی بعدی ببینمت

ای پاسخ تمام اگر ها و کاش ها

 


[ چهارشنبه 17 مهر 1392 ] [ 11:46 ب.ظ ] [ fatemeh abdollahi ]

قرآن کریم یکی از نعمتهای را که برای بنی اسرائیل برمیشمارد نزول دو نوع روزی آسمانی بنام « منّ و سلوی » است و در تفاسیر آمده است که لحظه ی نزول این نعمت های الهی ساعات بین الطلوعین بوده است.


از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده که نزول منّ و سلوى در بین الطلوعین بوده و هر که در خواب بود از آن محروم میشد.

هم‌ چنین‌ وارد شده‌ است‌:مرغ‌های‌ بریان‌ شده‌ و میوه‌ای‌ که‌ برای‌ بنی‌ اسرائیل‌ از آسمان‌ می‌آمد هنگام‌ بین‌ الطلوعین‌ بود وهر کس‌ در خواب‌ بود محروم‌ می‌شد.

فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً - ذاریات 4


درتفسیر این آیه گفته شده است:

إن الملائکة تقسم أرزاق بنی آدم ما بین طلوع الفجر إلى طلوع الشمس فمن نام ما بینهما نام عن رزقه.


ملائکه در هنگامه بین طلوع فجر و طلوع خورشید رزق و روزی بنی آدم را تقسیم میکنند و کسی که در آن زمان در خواب باشد رزقش را از دست می دهد.

امام صادق(ع) فرمود: «خواب صبحگاهان شوم است. رزق را دور و رنگ چهره را زرد و زشت مى‏كند و این خواب شومى است»


[ پنجشنبه 7 شهریور 1392 ] [ 08:22 ق.ظ ] [ faezeh abdollahi ]

شیخ بهائی (رحمت الله علیه ):

آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست زیرا :

اگر بسیار کار کند می گویند احمق است و اگر کم کار کند می گویند تنبل است .

اگر بخشش کند می گویند افراط می کند و اگر جمع گرا باشد می گویند بخیل است .

 اگر ساکت و خاموش باشد می گویند لال است و اگر زبان آوری کند می گویند ورّاج و پرگوست .

اگر روزه بر آورد و شبها نماز بخواند می گویند ریا کار است و اگر نکند می گویند کافر است و بی دین.

 لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد و جز از خداوند نباید از کسی ترسید.


[ چهارشنبه 2 مرداد 1392 ] [ 09:47 ق.ظ ] [ faezeh abdollahi ]

دوستان سلام

ختم قرآن این ماه هدیه به روح امام، شهدا و اموات فامیل (و البته باقیات الصالحات برای خودمون!) در وبلاگ قرار میگیره.

لظفا تلاش کنید افراد بیشتری از فامیل رو در ثواب قرائت این ماه شریک کنید.

با تشکر از اینکه به وبلاگ سر میزنید!

فاطمه


[ سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 ] [ 10:28 ق.ظ ] [ fatemeh abdollahi ]

چقدر خوبه که همه ما یاد بگیریم از همون چیزایی هم که داریم استفاده کنیم تا بهترین باشیم. آخه ما آدما عادت کردیم یـه چیزی که کم داریم دیگه همون رو بهونه میکنیم و توی همون جایی که هستیم متوقف میشیم. اما اگه به داشته هامون فکر کنیم می بینیم خیــــــلی چیزا هست که تا حالا ازشون غافل بودیم! به هرحال مهم نیست اونجایی که انتظار داریم باشیم نیستیم ، مهم اینه که توی هر موقعیتی که هستیم بهترین باشیم...

 اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی، بوته ای در دامنه ای باش
ولی بهترین بوته‌ای باش كه در كناره راه می‌روید
اگر نمی‌توانی بوته‌ای باشی، علف كوچكی باش و چشم‌انداز كنار شاه راهی را شادمانه‌تر كن


اگر نمی‌توانی نهنگ باشی، فقط یك ماهی كوچك باش
ولی بازیگوش‌ترین ماهی دریاچه


همه ما را كه ناخدا نمی‌كنند، ملوان هم می‌توان بود
در این دنیا برای همه ما كاری هست
كارهای بزرگ
كارهای كمی كوچكتر
و آنچه كه وظیفه ماست
چندان دور از دسترس نیست


اگرنمی‌توانی شاه راه باشی، كوره راه باش
اگر نمی‌توانی خورشید باشی، ستاره باش
با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند


هر آنچه كه هستی ، بهتریـنـش باش ...



[ یکشنبه 25 فروردین 1392 ] [ 01:19 ب.ظ ] [ fatemeh abdollahi ]
پرسیدم: بار الهی چه عملی از بندگانت بیش از همه تو را به تعجب وا می‌دارد؟ 

پاسخ آمد: اینکه شما تمام کودکی خود را در آرزوی بزرگ شدن به سر می‌برید… 

و دوران پس از آن در حسرت بازگشت به کودکی می‌گذرانید… 

اینکه شما سلامتی خود را فدای مال‌اندوزی می‌کنید… 

و سپس تمام دارایی خود را صرف بازیابی سلامتی می‌نمایید… 

اینکه شما به قدری نگران آینده‌اید که حال را فراموش می‌کنید، 

در حالی که نه حال را دارید و نه آینده را… 

این که شما طوری زندگی می‌کنید که گویی هرگز نخواهید مرد… 

و چنان گورهای شما را گرد و غبار فراموشی در بر می‌گیرد که گویی هرگز زنده نبوده‌اید… 

سکوت کردم و اندیشیدم، 

در خانه چنین گشوده، چه می‌‌طلبیدم؟ بلی، آموختن… 

پرسیدم: چه بیاموزم؟ 

  پاسخ آمد: بیاموزید که مجروح کردن قلب دیگران بیش از دقایقی طول نمی‌کشد 

… 

ولی برای التیام بخشیدن آن به سالها وقت نیاز است… 

بیاموزید که هرگز نمی‌توانید کسی را مجبور نمایید تا شما را دوست داشته باشد، 

زیرا عشق و علاقه دیگران نسبت به شما آینه‌ای از کردار و اخلاق خود شماست … 

بیاموزید که هرگز خود را با دیگران مقایسه نکیند، از آنجایی که هر یک از شما… 

به تنهایی و بر حسب شایستگی‌های خود مورد قضاوت و داوری ما قرار می‌گیرد… 

بیاموزید که دوستان واقعی شما کسانی هستند که با ضعف‌ها و نقصان‌های شما آشنایند 

 ولیکن شما را همانگونه که هستید و دوست دارند… 

بیاموزید که داشتن چیزهای قیمتی و نفیس به زندگی شما بها نمی‌دهد، 

بلکه آنچه با ارزش است بودن افراد بیشتر در زندگی شماست… 

بیاموزید که دیگران را در برابر خطا و بی‌مهری که نسبت به شما روا می‌دارند… 

مورد بخشش خود قرار دهید و این عمل را با ممارست در خود تقویت نمایید… 

بیاموزید که دونفر می‌توانند به چیزی یکسان نگاه کنند… 

ولی برداشت آن دو هیچگاه یکسان نخواهد بود… 

بیاموزید که در برابر خطای خود فقط به عفو و بخشش دیگران بسنده نکنید، 

تنها هنگامی که مورد آمرزش وجدان خود قرار گرفتید، راضی و خشنود باشید... 

بیاموزید که توانگر کسی نیست که بیشتر دارد بلکه آنکه خواسته‌های کمتری دارد… 

به خاطر داشته باشید که مردم گفته‌های شما را فراموش می‌کنند، 

مردم اعمال شما را نیز از یاد خواهند برد ولی، 

هرگز احساس تو را نسبت به خویش از خاطر نخواهند زدود…    

[ دوشنبه 19 فروردین 1392 ] [ 11:04 ب.ظ ] [ fatemeh abdollahi ]

سلام به همه بچه های عزیز فامیل

با توکل به خدای مهربون اولین پست ختم قرآن امسال رو در وبلاگ قرار میدم، به امید اینکه در سال جدید بیشتر به وبلاگ سربزنیم.

در این سال جدید از خداوند متعال برای همتمون  بهترین ها رو طلب میکنم.

بهترین دختر دایی دنیا

فاطمه


[ شنبه 3 فروردین 1392 ] [ 12:49 ق.ظ ] [ fatemeh abdollahi ]

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا                             بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی                      سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست                     من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم                                 دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا

وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار                            اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود                   ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت           اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند                   در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین                               خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا             

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر                       این سفر راه قیامت میروی تنها چرا


[ چهارشنبه 9 اسفند 1391 ] [ 11:58 ب.ظ ] [ fatemeh abdollahi ]

سلام به همه ی بچه های گرفتار فامیل!!!!اووووووووووو بابا چه خبره یه جوری همتون خزیدید تولاکتون انگار هرکدوم یه ده دوازده تایی بچه رو دستتونه

اگه یکم سر خودمون رو خلوت کنیم میتونیم با سر زدن به وبلاگ به هم تو مسیری که در حال عبور از اون هستیم کمک کنیم تا انشاا... سیر الی الله برامون راحت تر بشه و اگه خدایی نکرده زیادی درگیر دنیای پیرزن شدیم با کمک بقیه ازش خلاص بشیم.حالا که پر چونگی کردم خالی از لطف نیست حدیثی رو براتون بگم. ایت ا... حق شناس در سخنرانی شون میگن خداوند می فرماید: اگر قدری استقامت کنید از غیب برای شما امداد میرسه. انشاا... ما هم استقامت کنیم تا خداوند خودش یاورمون باشه و در تمام مراحل زندگیمون همه ی کارهامون برای خدا باشه،خب دیگه تنبلی بسه یکمی فعالیت کنید .

یا علی


[ سه شنبه 19 دی 1391 ] [ 11:25 ب.ظ ] [ faezeh abdollahi ]

سلام

می بینم که وبلاگ ترکیده، فکر میکردم فقط من از دست رفتم!

بچه ها بجمبید ، یا الله........

یکی مطلب بذاره، دلم پوسید

خدا خیرتون بده


[ یکشنبه 21 خرداد 1391 ] [ 11:40 ق.ظ ] [ fatemeh abdollahi ]
یا علی
[ دوشنبه 21 آذر 1390 ] [ 06:42 ب.ظ ] [ fatemeh abdollahi ]

سلام به همه بچه های گل فامیل

چند وقتیه خبری ازتون نیست ، کجایید ؟ وبلاگ داره از دست میره ها!!!

خب به امید این که با شروع سال تحصیلی جدید هم شما یه حال و هوای تازه پیدا کنید هم وبلاگمون اولین مطلب مهر90 رو خودم میذارم .

یاعلی

وقتى غروب جمعه

دنیا به دور شهر تو دیوارْ بسته است
هر جمعه راه سمت تو انگار بسته است
كى عید مى‏رسد كه تكانى دهم به خویش؟
هر گوشه از اتاق دلم تار بسته است
شب‏ها به دور شمع كسى چرخ مى‏خورد
پروانه‏اى كه دل به دلِ یار بسته است
از تو همیشه حرف زدن كار مشكلى است
در مى‏زنیم و خانه گفتار بسته است
باید به دست شعر نمى‏دادم عشق را
حتى زبان ساده اشعار بسته است
وقتى غروب جمعه رسد، بى‏تو، آفتاب
انگار بر گلوى خودش دار بسته است
مى‏ترسم آخرش تو نیایى و پُر كنند
در شهر: شاعرى ز جهان، بار بسته است
 
مرحومه نجمه زارع
اللهم عجل لولیک الفرج

[ دوشنبه 11 مهر 1390 ] [ 11:49 ق.ظ ] [ faezeh abdollahi ]
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات : 10 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


این وبلاگ به یاد کسیه که کربلایی شدن آرزوش بود

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic